مكتب طباعة الكتب المساعدة التعليمية
110
موسوعة الإمام الحسين ( ع ) ( تاريخ امام حسين ع )
وما تريد منه « 1 » ؟ « 2 » « 3 » أتريد أن تقتله « 2 » ؟ « 4 » إن يكن هو هو ، فاللَّه أشدّ نقمة منك « 5 » ، وإن لم يكن هو « 3 » فما أحبّ أن يؤخذ بي « 6 » « 4 » بريء « 7 » . « 8 »
--> ( 1 ) - [ في الإستيعاب وذخائر العقبى : إليه ، وفي المناقب : به ] . ( 2 - 2 ) [ لم يرد في تاج المواليد ] . ( 3 - 3 ) [ عمدة الطّالب : قال أقتله ، قال : إن يكن هو الّذي أظنّ فاللَّه حسبه ، وإن يكن غيره ] . ( 4 - 4 ) [ في الإستيعاب وذخائر العقبى : قال : نعم ، قال : فإن كان الّذي أظنّ فاللَّه أشدّ نقمة ، ولئن كان غيره فما أحبّ أن يُقتل بي ] . ( 5 ) - [ لم يرد في تاج المواليد ] . ( 6 ) - [ لم يرد في عمدة الطّالب ] . ( 7 ) - [ لم يرد في الإستيعاب ] . ( 8 ) - وچون معاوية خواست يزيد را پس از خود به جانشينى منصوب كند ، به طور پنهانى آن حضرت وسعد بن أبي وقاص را زهر خورانيد . به وسيلهء آن زهر هر دوى آنان با چند روز فاصله از دنيا رفتند . وكسى كه مسموم ساختن حسن بن علي عليهما السلام را به عهده گرفت ، همسرش جَعدة ، دختر أشعث بن قيس بود كه در مقابل پولى كه معاوية به آن زن داد ، أو به اين كار دست زد وجريان آن را پس از اين شرح خواهيم داد . وبرخى گفتهاند كه نام آن زن سَكينه بوده است وبرخى ديگر گفتهاند كه شَعثاء ويا عايشه بوده ؛ ولى صحيح اين است كه جَعدة اقدام به اين جنايت كرد . مغيره در اين باره روايت كند كه معاوية به نزد جعده دختر أشعث بن قيس ( كه عيال امام حسن عليه السلام بود ) فرستاد كه : « من بهشرطى كه تو حسن بن علي را زهر دهى ، تو را بههمسرى پسرم يزيد در خواهم آورد . » وصد هزار درهم نيز پول نقد براي آن فرستاد . أو نيز پذيرفت وآن جناب را مسموم كرد ، معاوية پول را فرستاد ، ولى به وعدهء ديگرش عمل نكرد وأو را به همسرى يزيد درنياورد . پس مردى از أولاد طلحه أو را به زنى بگرفت واز أو داراى فرزند شد وهرگاه ميان آن فرزندان وساير قبايل برخورد مىشد ، آنها را سرزنش مىكردند وبه ايشان مىگفتند : « اى فرزند زنى كه همسر خود را زهر خورانيد . » محمد بن علي بن حمزه گويد : سليمان بن قتّه در مرثيهء امام حسن گفته است : 1 . خدا كند كه خبر مرگ حسن دروغ باشد ؛ ولى تكذيب اين خبر ناگوار هم سودى ندارد . 2 . تو دوست بزرگوار وبرگزيدهء من بودى وبراي أهل هر قبيله مايهء آرامش ودلخوشى بودى . 3 . من اكنون گرد خانه به جستوجوى تو مىگردم وتو را نمىيابم ، بلكه به جاى تو مردانى را مىبينم كه همجوارى آنها براي من جز مغبونى چيزى نيست . -